محمد ابراهيم آيتى
677
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
و ولدك و تركت بقيّة والدك » اى برندهء ستمگر ! زن و فرزند خود را بردى ، و بازماند پدرت را به جاى گذاردى ! و پس از چند روز كه نزد برادر بماند او را بر پيوستن به رسول خدا تشويق كرد ، عدىّ برفت و در مسجد حضور آن حضرت شرفياب شد ، چون سلام كرد رسول خدا پرسيد : اين مرد كيست ؟ گفت : عدىّ بن حاتم ، او را به خانه برد و بر وسادهاى بنشاند و خود بر زمين نشست و اسلام بر وى عرضه كرد ، عدىّ اسلام آورد و از جانب رسول خدا عامل صدقات قوم خويش گشت [ 1 ] . نقل كردهاند كه : عمرو بن المسبّح بن كعب بن عمرو بن عصر بن غنم بن حارثة بن ثوب بن معن طائى كه مردى صد و پنجاهساله بود بر رسول خدا وارد شد و از آن حضرت از حكم شكار پرسيد ، رسول خدا فرمود : « كل ما أصميت ودع ما أنميت » آنچه را شكار كردى و از ديدگاهت پنهان نشده جان داده است بخور ، و آنچه را شكار كردى و از ديدگاهت پنهان شده جان داده است ترك كن . عمرو زبردستترين تيرانداز عرب بود ، امرؤ القيس بن حجر در اشعار خود زبردستى او را در تيراندازى ستوده است [ 2 ] . 30 - وفد تجيب [ 3 ] سيزده مرد از مردم تجيب با صدقات واجبهء أموال خود نزد رسول خدا آمدند ، رسول خدا شاد شد و به آنان خوش آمد گفت و مقام و منزلتشان گرامى داشت ، و به بلال دستور داد به نيكى از ايشان پذيرايى كند و جائزه دهد ، گويند : رسول خدا بيش از آن كه به سائر وفدها جائزه مىداد به اين وفد مرحمت فرمود ، سپس گفت : آيا كس
--> [ 1 ] - سيرهء ابن هشام ج 4 ، ص 225 - 227 چاپ مصر 1355 . طبقات ابن سعد ج 1 ، ص 322 چاپ بيروت 1380 . البداية و النهايه ج 5 ، ص 63 چاپ بيروت . سيرهء حلبيه ، ج 3 ، ص 225 چاپ بيروت . [ 2 ] - طبقات ابن سعد ج 1 ، ص 322 . [ 3 ] - قبيلهاى است از كنده ( معجم البلدان ج 2 ، ص 16 چاپ بيروت 1375 ) .